تبليغاتX
. تنهایی




دلتنگی
 

ترانه های سبز زندگیم خاطره شدند وباغستان ارزوهایم میزبان هیچ گل و درختی نشدند.

پنجرهای نگاهم بسته ماند و هیچ چراغی بر کوچه های شب زده ام ندرخشید.

 

                واین تنهایی غریب ویک کویر دلتنگیی...

و اين تنهايي غريب و يك كوير دلتنگي ...

 حال من ماندم و خاکستر ارزوهایم و ققنوسی که از فراز بام دلم برخاست

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 14:16 توسط سعید |